قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
374
تاريخ نگارستان ( فارسى )
برگزينيد از اينرو امراء و خواجهسرايان او را بپادشاهى برگزيدند و بنام شاه سلطان حسين خواندند . اين پادشاه به اندازهاى بىكفايت و نالايق بود كه اوضاع كشور ايران بسبب سلطنت او روزبروز بويرانى و بىسروسامانى ميگراييد چندانكه سفراى خارجى را جناب خواجهباشى حرمسراى شاهى به نيابت شاه ميديد و كارهاى سياسى را انجام ميداد . ملايان و عالمنمايان سخت نيرومند شدند و برتقوقتق كشور و سياست مىپرداختهاند و لشكر ايران بمرتبهاى ناتوان شده بود كه بسال 1035 هجرى از دفع شورشيان قندهار كه بسردارى محمود غلجائى باصفهان تاخته بودند برنيامدند و با شكست روبرو شدند . سلطان حسين از نادانى ، وزير لايق خود را كه فتعليخان نام بود بتحريك اطرافيان خود بكشت و همچنين برادر او لطفعليخان كه فرمانده پادگان كرمان بود از خود رنجانيده او نيز از يارى او شانه تهى كرد لاجرم ميدان را براى شورشيان غلجائى كاملا آماده كرد تفصيل اين اجمال آنكه بروزگار صفويه فرمانداران شهرهاى افغانستان از طرف دربار اصفهان معين مىشدند سلطان حسين صفوى در زمان شاهى خود شاهنواز خان گرجى معروف به گرگين خان را بفرماندارى قندهار فرستاد . گرگين خان دست تعدى و ستم بمردم و اموال اهل قندهار دراز كرد ستمرسيدگان كه طايفهء غلجائى و در آنجا ساكن بودند بسلطان حسين رسانيدند كه گرگين خان حاكمى معتديست البته اطرافيان شاه نمىگذاشتند كه نامههاى ستمرسيدگان بشاه برسد و شاه خود از گرگين خان حمايت ميكرد و اعتنائى به طايفهء غلجائى نكرد . سرانجام ميرويس كلانتر قندهار شخصا باصفهان آمد كه با شاه در اين موضوع عرائضى كند ظاهرا شاه خود را به او نشان نداده ميرويس نااميد از اصفهان به سفر قبله رفت و در آنجا از علماء اسلام بر شوريدن بدولت سلطان حسين استفتاء كرد آنان تجويز كردند ميرويس جواب استفتاء گرفته مجددا باصفهان آمد و چون از بىكفايتى شاه و سستى درباريان آنجا آگاه شد بقندهار رفت و چون گرگين خان از واقعه آگاه شده بود بآزار ميرويس كوشيد ليك سرانجام روزى ميرويس گرگين خان را مهمان كرده بقتل رسانيد و كيخسرو خان پسر عموى گرگين خان از دربار سلطان حسين مأمور حكومت آنجا و تأديب شورشيان شده اهالى قندهار سخت كوشيدند تا او را نيز بكشتند . محمود فرزند ميرويس پس از مرك پدر و كشته شدن عموى خود مير عبد اللّه رئيس طايفه غلجائى شد و در سال 1122 هجرى بكرمان تاخت اما از حاكم آنجا لطفعلى خان